تبلیغات
فقط و فقط سیروان و زانیار - مصاحبه ى‌سیروان خسروى با رادیو FunX به زبانى‌دیگر!
متنى‌ كه در سایت رادیو FUNX  هلند به زبان هلندى‌نوشته شده بود رو با هزار بدبختى(درواقع 998 بدبختى!) ترجمه كردم. اگر روى عنوانمطلب كلیك كنید متن مصاحبه ى‌ سیروان خسروى ‌با این رادیو رو به صورت ترجمه شده مى‌خوانید و شعر ساعت 9 كه با ترجمه ى انگلیسى در اون سایت گذاشته شده بود مى‌بینید

‌در اوایل ماه جولاى 2009 سیروان خسروی جدید ترین سی دی خود را در ایران منتشر كرد. براى شنونده ى ‌FUNX او هنوز نسبتا ناشناخته است ؛ اما در میهن خویش، او به عنوان هنرمند پاپ - رقص(POP/DANCE) معروف است. آهنگ ساعت 9 او كه از آلبوم جدید او است، این هفته مقام اول را در میان آهنگ هاى برتر این رادیو كسب كرده كه باعث شد این هفته، یك خواننده ى‌ ایرانى انتخاب شود.

Saate 9 به معنى‌ ساعت 9 مى‌باشد. در این قطعه، سیروان مى خواند :« ساعت 9، یك خیابان و من تنها» در این لحظه او به گذشته فكر مى كند. ساعت 9 یك تصنیف درمورد عشق از دست رفته است. سیروان خسروى به نظر مى رسد در پشت آهنگ به زمان خوبى كه آنها با هم داشته اند اشاره مى كند ، اما اكنون مدت زیادى است كه به دنبال او مى‌گردد.

 متن زیر، مقاله اى درباره ایران است :
سیروان 27 ساله، 16 سال است كه درگیر كار موسیقى است.در سال 2004 او اولین آلبوم خود را منتشر كرد. موسیقى خاص خسروى، در بازار موسیقى ایران موفقیت خوبى كسب كرد و پس از آن هم آهنگ هاى خوب زیادى براى دیگر هنرمندان مشهور ساخت.

چرا سبك موسیقى ایران خاص است؟ زیرا از سال 1979 ، موسیقى پاپ در واقع در ایران ممنوع اعلام شد. در زمان جنگ 8 ساله بود كه گفته شد موسیقى پاپ «شاد» است و لغو ممنوعیت كار خوبى نیست! در دهه 90، موسیقى غربى به طور غیرقانونى وارد كشورشد. این قانون همچنان بود، اما قابل انعطاف تر شده بود ؛ چرا كه ایران مى خواست با موسیقى محبوب غرب رقابت كند.
در سال 2000، گروه آریان كه یك گروه موسیقى پاپ بود در ایران مطرح شد. موسیقى آن ها تا حدودى محبوب شده بود. گروه آریان  در سال  2008 در مبارزه با موسیقى غربى، شكست را پذیرفت ؛ این اتفاق زمانى اتفاق افتاد كه هنگام كار بر روى آلبوم چهارم خود، با كریس دى برگ كه یك هنرمند غربى بود همكارى كرد.

متاسفانه ، موسیقی داخلی در ایران همچنان تحت کنترل دولت است و زنان هنوز اجازه ندارند بخوانند. همچنین در ایران هنوز كپى رایت هست و هیچ قانونى براى دفاع از حقوق هنرمندان وجود ندارد.

براى یك هنرمند خیلى دشوار است اگر شخص دیگرى با كپى كردن، حقوق او را به نفع خود مصادره كرد، از حقوق خود دفاع كند.هنرمندان فقط از طریق برگزارى كنسرت مى توانند كسب درآمد كنند و از فروش آلبوم و درآمد ناشى از آن، چندان بهره اى نمى برند



بعد از احوال پرسى و صحبتاى مجرى با سیروان، مجرى مى گوید :« موسیقى تو در هلند بسیار رایج است ؛ چه احساسى از این بابت دارى؟»
_من واقعا خوشحالم كه مردمى كه زبان منو نمى شناسند و آهنگامو مى‌شنوند ، خوششون میاد.

× سیروان! كمى از آلبومت، ساعت 9 بگو

_من كار روى ساعت 9 رو درسال 2005 شروع كردم. 4سال طول كشید تا بتونم آهنگاى خاص بسازم. و در بهار2009 در ایران منتشرشد. و.... فكر مى كنم تاحدودى موفق شد.
× تصوركن، هواداران مؤنث كه دنبالت بدوند و فریاد بزنن«سیروان!سیروان!» چه احساسى دارى؟
_ من هواداراى زن زیاد دارم و هواداراى مرد من خیلى بیشترند! نمى‌دونم چرا[با خنده] امابیشتر هواداران من پسرا و مردا هستند. نمىدونم چرا اما به خاطر نوع موسیقى من در ایران، فكر مى كنم پسرا منو بیشتر دوست دارن.

× بسیارخب. آهنگ خوندن در ایران چطوره؟

_ سخته و این سال هاى اخیر، هنرمندان و موزیسین ها مجبورن خیلى سخت كار كنن. نمى تونن كنسرت داشته باشن، نمى تونن راحتتر آلبوم بدن بیرون. و فكر مى كنم موسیقى در حال مردنه
× آیا حكومت موسیقى رو كنترل مى كنه؟
_ حكومت موسیقى رو كنترل مى كنه.اما ما موسیقى زیرزمینى داریم كه خیلى سریع تر عرضه مى شه و انواع موزیسین ها رو داریم. اونا زیرزمینى‌ فعالیت مىكنن اما بدون هیچ درآمدى از موزیكشون .

 البته گونه هاى دیگر موسیقىباید از حكوت مجوز بگیرن تا بتونن كار كنن

× تو براى پخش موسیقیت مجبور شدى مجوز بگیرى؟

_ بله. اولین آلبومم كه در سال 2005 منتشر شد، واسش مجوز گرفتم كه 3 سال طول كشید!

× 3 سال طول كشید تا عملا آلبومتو عرضه كنى!!

_ بله! [با خنده]
× عجب! چجورى پول درمیارى؟ ازكجا نون مى خورى؟ كار مى كنى؟
_ البته من یك جور تولید كننده هستم. من آهنگ تولید مى‌كنم و براى خیلى از هنرمندان مشهور ایران آهنگ مى سازم.

«من سیروان خسروى هستم و ما به رادیو FunX  هلند گوش مى دیم»




Saate 9, ye khiaboon, mane tanha
9 o'clock, one street, me alone

Ye alam fekr, name baroon, chanta roya
Lots of thoughts, drizziling rain, a few dreams

Adama tasvire kootah too khiaboon
People, short image (view) on the street

Yakh zade, khatereha too negashon
Memories are frozen in their glances (eyes)

Too piadero engar toro mibinam
It´s as if I see you on the walkway

Cheghad shekle toe bezar bebinam
It looks like you, let me see it

Rad shodi ya ke hanooz hamoon ja hasti?
Did you pass by or are you still there?

Mano mibini ya baz cheshmato basti?
Do you see me or did you close your eyes again?

Refrain 1

Zire pamoon, khesh kheshe bargaye zard
under our feet crackle of the yellow leaves

Mese doostimon hava kheili sard, amma che khoob bood
like our friendship, the weather so cold, but how good it was

Ye coffeeshop, Ghahve o talkhiye harfat, cheshmato
A coffeeshop, coffee and the bitterness of your words, your eyes

Boghze (1) man o sardiye dastat, amma che khoob bood
My hidden tears and your cold hands, but how good it was

Amma che khoob bood, delam yejoori shod
But how good it was, my heart felt something

Hamoon negah bood
It was that view,

khaterate ma dota, haminjahaa bood
the memories of the two of us were somewhere here



تاریخ : یکشنبه 5 تیر 1390 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : نازنین شریف زاده | نظر
.: Weblog Themes By SlideTheme :.